خاطرات کهن مهاباد اصفهان

خرید بک لینک
رسالت آدم ها باهم دیگر فرق می کند ،یکی آمده است که بماند به هر قیمتی و دیگری اخلاقش جوری نیست که به هر قیمتی مانا باشد.یکی بود و نبودش فرقی ندارد و یکی چه بسا نبودش طعم و مزه ی بهتری دارد. یکی به نرخ روز و مد بازار رنگ عوض می کند .آن دیگری اول و آخربازی خودبی آرایش و ساده اش هست .دنیا برای همه ی این آدم ها به حد کافی جا دارد.از پهلوان پنبه ای تا پهلوان واقعی. از آدم های زغالی تا زغال فروش قصه های شبانه . از جار و جنجال لات های عربده کش کوچه های خلوت تا سکوت سرشار از ابهت مردهای زخمی مروت .دنیا بزرگه و همه ی آدم ها را در خودش حل می کنه ،اونقدری صبور که اصل حالش از خیلی ها را رو نمی کنه. که تحمل می کنه این همه نقاب متعفن را.اما تا یه جایی.یه روزی در محکمه ی عدالت ، همین دنیای ساده و ساکت بعنوان شاهد لب به سخن باز می کنه و اون وقته که می بینیم هر کس و ناکسی پهلوان قصه نیست...یه روزی که قاضی اون فقط خداست.فقط خداها نه یه مشت شعبان .... دوزاری حوالی سفره .✍نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 3:36

یادش بخیرحدود ۱۵ سال پیش معلم جغرافیا ازمن پرسید صنایع دستی استان را نام ببر؟گفتم قالیبافی،سبدبافی،...،حصار بافی!!!گفت صبر کن ، آخری چه بود ؟ گفتم حصیر بافیگفت : فکر کرده ای ... برو بنشین صفر . تا فرق حصیر و حصار را بفهمی.و من فهمیدم آقای معلم که برای فرداها زبانم حق ندارد به اشتباه بچرخد وقتی فرصت جبران نیست. اما آقای معلم اجازه هست؟کلی سوال دارم.چه زود فردا شد ،بابت تمام حرف هایی که گفتید و من خوب یاد گرفتم،ما به ازای آن کجاست؟آقا خوب نگاه کنید این روزها جابجایی حصیرها و حصارها اصلا مهم نیست. نکند حصار بافی صنایع دستی بوده باشد؟!✍نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 3:36

صفحه بندی